<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات کاربردی خاک</title>
    <link>https://asr.urmia.ac.ir/</link>
    <description>تحقیقات کاربردی خاک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی اثرات بیوفیلم پریفایتون بر فرآیند دنیتریفیکاسیون در خاک شالیزار</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121973.html</link>
      <description>عنصر نیتروژن از جمله مهم‌ترین عناصر غذایی مورد احتیاج گیاه برنج می&amp;amp;shy;باشد و تأمین اصولی آن موجب افزایش عملکرد نهایی محصول خواهد شد. در سال‌های اخیر، تلفات کودهای شیمیایی در کشاورزی از جمله کودهای نیتروژنی در شالیزارها به حداکثر رسیده است. بیوفیلم پریفایتون تشکیل‌شده بر سطح خاک‌های غرقاب اراضی شالیزاری به عنوان فاز سوم بین آب و خاک، مسئول اصلی چرخه عناصر غذایی در شالیزارها شناخته شده است. به همین منظور پژوهشی با هدف بررسی اثرات پریفایتون طبیعی و غنی‌شده با دنیتریفیکاتورهای کم‌توان و پرتوان به عنوان بازدارنده‌های زیستی با یا بدون بیوچار پوسته برنج و پودر هسته انگور به عنوان بازدارنده‌های آلی در کنترل فرآیند احیای نیترات در شالیزارها طراحی و با 18 تیمار در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. تحقیق به صورت کشت گلخانه‌ای گیاه برنج و به مدت 30 روز انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که کاربرد پودر هسته انگور موجب افزایش مقادیر نیتروژن کل و آمونیوم خاک و همچنین مقادیر نیتروژن کل، ارتفاع اندام هوایی و وزن ماده خشک در گیاه گردید. نتایج مرتبط با کاربرد بیوچار نشان داد که این ماده در افزایش میزان فسفر و پتاسیم خاک و همچنین انباشت این دو عنصر در بافت گیاهی موفق‌تر از پودر هسته انگور عمل کرد. از طرفی کاربرد بیوچار پوسته برنج موجب کاهش میزان آمونیوم و افزایش میزان نیترات در خاک گردید و همچنین تأثیر بیشتری نسبت به پودر هسته انگور در کاهش میزان احیای نیترات داشت. طبق نتایج به دست آمده، استفاده از پریفایتون به همراه بازدارنده‌های آلی در شالیزارها می‌تواند به عنوان راه‌حلی نوین جهت بازدارندگی فرآیند احیای نیترات و همچنین فراهمی عناصرغذایی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت آلودگی خاک در برخی اراضی زراعی در استان ذی قار، جنوب عراق با استفاده از شاخص‌های آلودگی</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121977.html</link>
      <description>انباشت و آلودگی عناصر سنگین در خاک های زراعی به دلیل سمّیت، فراوانی منابع آلاینده، تجزیه ناپذیر بودن و انباشت آن‌ها در محیط، مشکلی جدی در سطح جهان است. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی آلودگی احتمالی فلزات سنگین در اراضی زراعی استان ذی قار/ جنوب عراق با استفاده از شاخص ‌های آلودگی است. به منظور بررسی وضعیت آلودگی خاکهای منطقه مورد مطالعه، تعداد 50 نمونه خاک سطحی از مزارع تحت کشت کاهو (Lettuce) برداشت شد. غلظت کل فلزات آهن (Fe)، مس (Cu)، منگنز (Mn)، روی (Zn)، سرب (Pb)، کادمیم (Cd)، کروم (Cr) و نیکل (Ni) در نمونه‌‌های خاک اندازه‌ گیری شدند. جهت کمی کردن خطر آلودگی خاک به فلزات سنگین از شاخص‌ زمین‌ انباشتگی(Igeo)، فاکتور آلودگی(CF) و پتانسیل ریسک اکولوژیک (Er) استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین محتوی عناصر آهن، مس، منگنز، روی، سرب، کادمیم، کروم و نیکل در خاک های مورد مطالعه به ترتیب برابر با 548، 1198، 8315، 2964، 332، 18، 171 و11mg kg-1 بود. مقادیر عناصر سنگین مس، منگنز، روی، سرب، کادمیم و کروم در خاکهای منطقه مورد مطالعه بیش از حد مجار مشاهده شدند. براساس شاخص فاکتور آلودگی (CF) مقادیر عناصر کادمیم و کروم در کلاس آلودگی زیاد (6 &amp;amp;lt; CF) و آلودگی نیکل کم (CF&amp;amp;le;1) ارزیابی شدند. براساس مقدار شاخص زمین انباشت، مقدار کادمیم در کلاس شش و در سطح آلودگی بسیار شدید قرار داشت و همچنین پتانسیل ریسک اکولوژیک برای فلز سنگین کادمیم حداکثر بود. بررسی نقشه‌‌های توزیع پراکندگی شاخص فاکتور آلودگی عناصر بیانگر این نکته بود که حداکثر غلظت فلزات سنگین مورد بررسی در بخش‌های شمال، مرکز، جنوب شرق و بخشی از جنوب غربی منطقه رخ داده است. از این رو، به منظور کاهش و مدیریت خطرات زیست محیطی و سلامتی، پایش منظم مقدار عناصر سنگین و شناسایی منابع آلودگی عناصر در خاکهای این منطقه توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سینتیک کاهش هیدروکربن های نفتی با زمان در خاک تیمار شده با بیوچار کاه و کلش گندم و بقایای بستر قارچ</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121975.html</link>
      <description>بیوچارها در مقایسه با سایر اصلاح‌کننده‌های خاک، به‌دلیل ویژگی‌های ذاتی مانند تخلخل بالا، سطح ویژه زیاد و وجود گروه‌های عاملی فعال ، پتانسیل قابل‌توجهی در بهبود خاک‌های آلوده دارند. این پژوهش با هدف بررسی سینتیک کاهش آلودگی هیدروکربن‌های نفتی کل (TPH) در خاک آلوده، تحت تأثیر دو نوع بیوچار شامل کاه و کلش گندم و بقایای بستر قارچ، در سطوح مختلف کاربرد انجام شد. آزمایش در قالب طرح فاکتوریل کاملاً تصادفی با سه فاکتور نوع بیوچار (دو سطح)، سطح کاربرد بیوچار (پنج سطح؛ صفر، ۱۰، ۲۰، ۳۰ و ۵۰ گرم بر کیلوگرم) و زمان انکوباسیون (شش سطح؛ ۶، ۱۲، ۱۸، ۲۴، ۴۲ و ۶۰ روز) در سه تکرار اجرا گردید. غلظت هیدروکربن‌های نفتی کل و میزان تنفس میکروبی در فواصل زمانی مشخص اندازه‌گیری و داده‌ها با نرم‌افزار) Rنسخه 5/4( مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج آنالیز واریانس دوطرفه نشان داد که هر سه عامل نوع بیوچار، زمان انکوباسیون و اثر متقابل آن‌ها تأثیر معنی‌داری بر غلظت هیدروکربن‌های نفتی کل و تنفس میکروبی داشتند . مقادیر پتانسیل تجزیه و کاهش TPH با استفاده از مدل‌های سینتیکی مرتبه اول و مرتبه دوم محاسبه شد. بر اساس نتایج، برای تیمارهای بیوچار کاه و کلش گندم، هر دو مدل دارای برازش قابل‌قبولی بودند (NRMSE &amp;amp;lt; 5%, R&amp;amp;sup2; &amp;amp;gt; 0.94) و. در تیمارهای بیوچار بقایای بستر قارچ، مدل‌های مرتبه اول و دوم در سطوح پایین‌تر بیوچار برازش مناسبی نشان دادند، اما در سطوح بالاتر، دقت برازش کاهش یافت که احتمالاً ناشی از اثرات پیچیده‌تر در جذب و تجزیه آلاینده‌ها است. به‌طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که بیوچارها، به‌ویژه بیوچار بقایای بستر قارچ، موجب افزایش معنی‌دار نرخ تجزیه زیستی TPH و کاهش نیمه‌عمر آلاینده‌ها در خاک آلوده می‌شوند. بنابراین، استفاده از بیوچار به‌عنوان یک اصلاح‌کننده زیست‌محیطی مؤثر، پایدار و سازگار با محیط‌زیست برای کاهش آلودگی‌های نفتی و بهبود کیفیت خاک‌های آلوده توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر منابع مختلف روی بر برخی ویژگی های مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه گوجه‌فرنگی (Lycopersicon esculentum) در شرایط گلدانی</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121976.html</link>
      <description>به منظور بررسی تأثیر منابع مختلف کود روی، بر برخی شاخص‌های مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه گوجه‌فرنگی (Lycopersicon esculentum) رقم SAMAR، آزمایش گلدانی در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار انجام شد. منابع مختلف کود روی شامل سولفات روی (ZnSO4.7H2O)، کلات روی (Zn-EDTA) و نانو اکسید روی (ZnO NPs) بودند که هر کدام در سه غلظت شامل 0، 5/2 و 5 میلی‌گرم روی عنصری بر کیلوگرم به خاک گلدان‌ها اضافه شدند. صفات گیاهی نظیر ارتفاع بوته، قطر ساقه، وزن میوه، عملکرد میوه در بوته، محتوی کلروفیل a، کلروفیل b، بتاکاروتن، لیکوپن، ویتامین C، محتوای فنل و فلاونوئید کل در میوه به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر کاربرد منابع مختلف روی قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، منابع مختلف کود روی، بر همه شاخص‌های مورد اندازه‌گیری اثر مثبت و افزایشی داشت و بین منابع کودی اختلاف معنی‌داری وجود داشت. حداکثر ارتفاع گیاه (33/104 سانتی متر) بیشترین قطر ساقه (48/10 میلی‌متر) و بیشترین وزن میوه (133 گرم) در غلظت 5 میلی گرم نانو روی و حداقل ارتفاع (74 سانتی متر)، قطر ساقه (11/8 میلی متر) و کمترین وزن میوه (66/69 گرم)در تیمار شاهد مشاهده گردید. در همه‌ی صفات، نانو اکسید روی تأثیر بیشتری در بهبود شاخص‌های مورفولوژیکی، رنگیزه‌های فتوسنتزی و بیوشیمیایی نشان داد و تأثیر غلظت 5 میلی‌گرم در کیلوگرم نانو روی در مقایسه با غلظت 5/2 میلی‌گرم در کیلوگرم و سایر تیمارها بیشتر بود. در مجموع یافته‌های این تحقیق نشان داد که کاربرد نانوکود روی در غلظت 5 میلی‌گرم در کیلوگرم به منظور تولید اقتصادی، ارتقاء کیفیت تغذیه‌ای و بازارپسندی محصول قابل توصیه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کاربرد سطوح مختلف زئولیت و نیتروژن بر عملکرد، اجزای عملکرد و شاخص برداشت گندم (Triticum aestivum L.)</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121978.html</link>
      <description>در سیستم‌های تولید گیاهان زراعی، افزایش قابلیت دسترسی به نیتروژن موجود در خاک یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر رشد و نمو و عملکرد است. بر این اساس، مطالعه‌ای به‌منظور بررسی اثر کاربرد سطوح مختلف زئولیت و نیتروژن بر عملکرد، اجزای عملکرد و شاخص برداشت گندم (Triticum aestivum L.) انجام شد. آزمایش بر اساس طرح کرت‌های یک‌بار خردشده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 401-1400 به‌صورت مزرعه‌ای در منطقه دزفول، واقع در شمال استان خوزستان اجرا گردید. کرت‌های اصلی در این آزمایش شامل کاربرد زئولیت طبیعی در چهار سطح (صفر، 4، 8 و 12 تن در هکتار) و کرت‌های فرعی شامل چهار سطح مصرف نیتروژن (50 ، 100، 150 و 200 کیلوگرم در هکتار) از منبع کود شیمیایی اوره بود. مقایسه میانگین داده‌های آزمایش نشان داد که بیش‌ترین تعداد سنبله در مترمربع (3/503)، تعداد سنبلچه در سنبله (44/15)، تعداد دانه در سنبله (20/31)، وزن هزار دانه (27/40 گرم)، عملکرد دانه (0/5061 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیکی (8/14176 کیلوگرم در هکتار) در تیمار کاربرد 12 تن زئولیت به همراه مصرف 200 کیلوگرم نیتروژن در هکتار حاصل شد. برخلاف سایر صفات مورد ارزیابی، با افزایش سطح نیتروژن از 50 به 200 کیلوگرم در هکتار، شاخص برداشت کاهش یافت؛ به‌طوری که حداکثر میزان شاخص برداشت (34/44 درصد) در تیمار مصرف 50 کیلوگرم نیتروژن و 12 تن زئولیت در هکتار به دست آمد. درنهایت، بر اساس نتایج آزمایش می‌توان کاربرد سطوح مختلف زئولیت (به‌ویژه سطح 12 تن در هکتار) به همراه 200 کیلوگرم کود نیتروژن را به‌عنوان یک سازوکار مؤثر در فراهمی بیش‌تر نیتروژن جهت بهبود اجزای عملکرد و افزایش عملکرد گندم توصیه نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کاربرد پروتئین‌های هیدرولیزشده گیاهی بر برخی شاخص‌های رشدی و فتوسنتزی، جذب عناصر غذایی و میزان اسانس مریم‌گلی (Salvia officinalis) در شرایط تنش خشکی</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121979.html</link>
      <description>خشکی یکی از مهمترین تنش‌های محیطی است که رشد و تولید محصولات کشاورزی را در سراسر جهان محدود می‌کند. امروزه استفاده از محرک‌های زیستی در کشاورزی برای بهبود رشد و عملکرد گیاه در شرایط تنش‌های غیرزیستی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بر همین مبنا، به‌منظور بررسی تأثیر کاربرد پروتئین‌های هیدرولیزشده گیاهی (به روش محلول‌پاشی (2 و 4 میلی‌لیتر در لیتر) و کود آبیاری (5/1 و 3 میلی‌لیتر در لیتر) و شاهد بدون کاربرد پروتئین) در شرایط تنش خشکی (40، 70 و 100 درصد ظرفیت مزرعه‌ای) بر برخی شاخص‌های مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه مریم‌گلی (Salvia officinalis)، یک آزمایش گلدانی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد برگ، وزن تر و خشک برگ و ساقه، غلظت کلروفیل، نرخ فتوسنتز خالص، هدایت روزنه‌ای، تعرق، غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم برگ، درصد و عملکرد اسانس شد. با این حال، کاربرد پروتئین‌های هیدرولیزشده گیاهی موجب بهبود شاخص‌های رشدی، رنگیزه‌ها و شاخص‌های فتوسنتزی، افزایش جذب نیتروژن، فسفر و پتاسیم و درصد و عملکرد اسانس گردید. به‌طوری که در تیمار کودآبیاری با غلظت ۳ میلی‌لیتر در لیتر، ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد برگ، وزن خشک برگ، غلظت کلروفیل کل، نرخ فتوسنتز خالص، مقادیر نیتروژن برگ، درصد و عملکرد اسانس به ترتیب معادل 29/52، 38/12، 94/28، 66/39، 78/21، 1/20، 48/72، 14/13 و 87/60 درصد نسبت به تیمار بدون کاربرد پروتئین افزایش نشان دادند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که پروتئین‌های هیدرولیزشده گیاهی می‌توانند به‌عنوان یک محرک زیستی مؤثر برای بهبود رشد و تغذیه و افزایش تولید اسانس گیاهان دارویی در شرایط تنش خشکی مورد استفاده قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تیمار اسیدآمینه گابا و نانواکسیدروی بر جذب عناصر و برخی ویژگی‌های مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی فلفل تند (Capsicum annuum)</title>
      <link>https://asr.urmia.ac.ir/article_121974.html</link>
      <description>سبزیجات به‌عنوان منبع کلیدی بسیاری از ترکیبات با ارزش، نقش مهمی در تضمین امنیت غذایی و تغذیه انسان دارند. اخیرا استفاده از ترکیبات و عناصر به صورت محلول‌پاشی باعث بهبود کیفیت و رشد گیاهان شده است. در این میان گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) یک اسید آمینه غیرپروتئینی و عنصر روی به عنوان یک ماده مغذی ضروری برای گیاهان و انسان است که نقش مهمی در متابولیسم گیاهان ایفا می‌کنند. این پژوهش بصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با دو تیمار محلول‌پاشی شامل نانواکسیدروی و گابا در سه تکرار اجرا شد و تاثیر آنها بر صفات رشدی و فیتوشیمیایی برگ و میوه گیاه فلفل تند (C. annuum) مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی(در بافت برگ و میوه) و برخی عناصر در بافت برگ مورد بررسی قرار گرفتند. در تمامی صفات اندازه‌گیری شده، تیمارهای اعمال شده نسبت به شاهد تفاوت معنی‌داری نشان دادند. نتایج بررسی صفات مورفولوژیک نشان داد بیشترین وزن تر میوه (60/12 گرم) در تیمار یک میلی‌مولار گابا به همراه غلظت صفر پی‌پی‌ام نانواکسیدروی و همچنین بالاترین میزان وزن خشک میوه (47/2 گرم) در تیمار دو میلی‌مولار گابا به همراه غلظت صفر پی‌پی‌ام نانواکسیدروی بدست آمد. بیشترین محتوای فنول در برگ و میوه به ترتیب 30/51 ( تیمار 2 میلی‌مولار گابا) و 67/21 میلی‌گرم گالیک اسید بر گرم وزن تر در تیمار ترکیبی دو میلی‌مولار گابا و 150 پی‌پی‌ام نانواکسیدروی بدست آمد. بیشترین مقدار فلاونوئید برگ و میوه به ترتیب 32/6 و 91/4 میلی‌گرم کوئرستین بر گرم وزن تر در تیمار ترکیبی دو میلی‌مولار گابا و 150 پی‌پی‌ام نانواکسیدروی ثبت گردید. بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی به روش DPPH در برگ و میوه به‌ترتیب 71/77 و 55/46 درصد مشاهده شد. نتایج بدست آمده نشان داد در اکثر صفات فیتوشیمیایی کاربرد 2 میلی‌مولار گابا به همراه 150 پی‌پی‌ام نانواکسید روی باعث افزایش سنتز ترکیبات شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
